عنوان : توصیّه های مهّم یک معلّم به دانش آموزان و معلّمین آنها
مقدمه:
از آغازین روز پیدایی انسان هزارانیامبر از سوی خداوند تبارک وتعالی برانگیخته شدند تا وسیله هدایتش باشند و اورا از مسیر ضلالت به طریق پاک الهی راهنمایی کنند معلم هایی که به همراه معجزاتی عظیم واحکام رهایی بخش سختی ها را به جان خریدند ومرارت های صعب و جانفرسا را متحمل شدند . قوم گمراهان را موعظه نمودند وبه ستیز با طاغوتیان برخاستند تا انکه مرتفع ترین قلل هدایت انوار مشعشع آخرین فرستاده یالهی حضرت محمد پدیدار گشت.
معلّم باید قدر خود را بداند و منزلت خویش را بشناسد یعنی مواظب باشد تا اولاًخود را ارزان نفروشد و ثانیاًاحساس مسئولیت کند چون قدر ومنزلت هرچه بالاتر باشد مسئولیت سنگین تر است از نظر پروردگار عالم کار معلم کار خداست و نقش او در جامعه نقش پیامبر اکرم است نقش همه انبیاءو اوصیاء و بالاخره نقش روحانیّت است.
عنوان :
توصیّه های مهّم یک معلّم به دانش آموزان و معلّمین آنها
برادر و خواهر معلّم 1در حالیکه فرصت ها چون ابر می گریزند و زمان همچون کودکان پا برهنه در کوچه های شهر می دود و ما در کار تماشای "خسران" خویش در معامله ای که هر ثانیه هستی را با نیستی مبادله می کنیم آیا لحظه ای اندیشیده ای ؟
انگیزه ونیّت توبرای انتخاب این کار چه بوده است ؟ آیا معلّمی را به عنوان یک شغل همانند سایر شغلها برای کسب درآمد گزیده ای؟
آیادر طلب یک کار بی درد سر وبا چند ماه تعطیلی با مزد مواجب بوده ای ؟
اگر چنین است در خویش تجدید نظر کن و مسئولیّت خدایی و انسا نی ات را به خاطر آور که تو همانند یک کارمند اداره نیستی تو با انسان هایی سر و کار داری که بسیاری از مسائل زندگیشان را از تو می آموزند اعمال و حرکات تو را الگو قرار می دهند . بخش عظیمی از شخصّیت شان را حرف ها و رفتار تو می سازد .
اگر فاسد باشی نسل هایی را فاسد کرده ای و اگر صالح باشی ،نسل ها را اصلاح کرده ای.
برای تحمّل بار سنگین معلمی زمینه هایی لازم است:
این زمینه ها از تفکّر شروع می شود تفکّر در انسان وجهان ....
معلمی که بر اساس شناخت هایش عشق به کار یافت تحرک هم خواهد یافت بنابر این کار اول من وتواین می شود که خود را بسازیم زیرا دگر سازی ممکن نیست تا خود سوزی صورت نگرفته باشد خود سازی نمی شود .مگر این که انسان شهامت خود سوزی را بیابد وبا دست توانای خویش شعله ای برافروزد کثافت ها و آلودگی های وجودش را بسوزاند و تولدی تازه بیابد .
معلم موحد رالازم نیست که بخشنامه ها و مدیر مدرسه کنترل کنند بلکه او یک سره خدا را ناظر بر خویش می داند .
ان الله بما تعملون بصیر
"خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست"
ان ربک َّلبالمرصاد
"به درستی که خداوند تورا می پاید "
برای کنترل اعمالش به نیروی خارجی نیاز نیست زیرا به تقوی رسیده است و خود نگهدار است.
معلّم باید بیش از هر کس صداقت داشته باشد چون الگو است چون اسوه است و صدق چیزی نیست جزءهماهنگی میان حرف وعمل ونیّت، معّلم خوب چون خدارا دوست دارد خلق خدا را نیز دوست دارد و فرزندان خلق را عاشق است .
ا نسان عاشق خدا خودش و دیگران و همه هستی را برای خدا می خواهد ودر این مرحله است که ا نسان به اخلاص می رسد. معلّمباید ابتدا هدفش را بشناسد و بداند که شاگردا نش را تا کجا می خواهد برساند .راه رسیدن به این هدف کدام است ؟ ابزار و لوازم عبور چیست؟ و موانع حرکت چه می باشند ؟ واز همه مهّمتر متعلّم باید ضرورت حرکت را حس کند باید عشق به حرکت را در او آفرید .
بنابر این مدرسه معبد است ومعلّم عابد و کارش عبادت .
اگر بخواهیدخصوصیات یک معلّم خوب را داشته باشید باید: [1]
v از تواضع علمی واخلاقی برخوردار باشید. هر چه میزان علم وایمان یک فرد بیشتر باشد میزان فروتنی اوبیشتر می شود . کبر صفت شیطان است و اولین معصیّتی که در هستی صورت گرفت و معلّمی که می خواهد انسان ها را آموزش دهد خود نباید تکبّر داشته باشد.
v شهامت : از این که امری انتقاد کند نمی ترسد و از اینکه از اوانتقاد کنند هم نمی ترسد .
v معلّم مومن متزلزل ، بی حال وکسل نیست.
v معلّم مومن دارای صبر و حوصله است از کار وتلاش زود خسته نمی شود از زیر بار انجام وظایف شانه خالی نمی کند .
v معلّم متعهد اعمال غرض نمی کند ، حب وبغض شخصی اورا از مسیر حق منحرف نمی سازد. برخورد اوبا شاگرد از نوع عقده خالی کردن وانتقام گرفتن نیست . صرفاًبه بیدار کردن دانش آموز می اندیشد ،آن هم باتوجه به توانایی و ظرفیت جسمی و روحی وی
v در جنبه علمی و معلومات مورد نیاز دانش آموزان در چهار چوب زمان خود محدود نیست بلکه می کوشد از گذشته نیز با خبر شود واز حقایق تاریخی سردر آورد.
v مسائل را سرسری نمی بیند. آزاد فکر وآزاداندیش است. از قیود پیش ساخته پیش داوری ها ،اوهام وخرافات برکنار است.
v به خاطر خود خواهی ها و نظارت شخصی حق را پایمال نمی کند .
v بهترین شیوه آموزش ، طرح سوال در ذهن دانش آموز است بلکه شاگرد را از پل شک عبورداد وبه یقین رسانید معلّم باید فرصتی به شاگرد بدهد تا او فکر کند سپس به او کمک کند تا اندک اندک به جواب برسد.
v کنجکاوی دانش آموز را باید برانگیخت نه این که سرکوب کرد.
v قدرت انتقاد از محصل گرفته نشود آنگونه که تصور کند مطلوب در نظر معلم کسی است که هرگز اعتراضی نکند و سخنی برعلیه اونگویدبلکه باید به شاگرد جرأتو فرصت و امکان داد تا داوری خود را نسبت به مسائل بیان کند نه این که قضایای اجتماعی را مطابق سلیقه معلّم تحلیل کند.
معلّم به محصل صمیمانه تفهیم کند که غرض کشف حقیقت است گرچه برله ویا علیه خود معلّم یا شاگرد باشد. اظهار نظر دانش آموزان را جدّی بگیرد و اهمّیّت بدهد گرچه غلط باشد تا او احساس کند که هم قدرت نظر دادن دارد هم حق آن را .
v در کار نمره دادن عواطف را دخالت نمی دهد .مهر وکین ،خشم و انتقام اورا از مسیر منحرف نمی سازد.
ایمان واعتقاد به مبدأ پاکی ها ، حساب رسی ها ،پاداش ها و کیفرها اساسی ترین امر در عدالت وعمل معلّم است .
و بالاخره کاش همه ی معلّم های ما به آن درجه از صمیمیت و ایمان و صداقت می رسیدند که شاگرد را حقیقتاً همچون فرزند خود حس می کردند .
معلّم باید قدر و منزلت خود رابداند هرکس قدر و منزلت خودرانشناسد قدر آن چه را دارد نمی داند و معمولاً نعمت خود را هدر می دهد. معلّم باید بداند امانتدار است نظیر پدر ومادر با این تفاوت که والدین دو یا چند امانت دارند ولی یک معلّم 40یا50و گاهی صدها امانت دارد و طی چند سال بیش از هزاران امانت زیر دست او می آید و وارد اجتماع می شود. مسئله مهّم دیگر خطیر بودن این امانت است .کودک امانت معمولی نیست امانتی پر قیمت است واز هردرّی گرانبهاتر.......
معلّم بایدمراعات آداب و رسوم اجتماعی بنمایدچرا که بسیاری از سعادت های اجتماعی مرهون ادب و مراعات آداب ورسوم اجتماعی است ودر زندگی رمزی است برای توفیقات.
یکی از توصیه هایی که به معلمین می شود داشتن تخصصدر کار است .اگر معلّم یا استاد در کارش تخصص نداشته باشد نه تنها خدمتی نمی تواند انجام دهد بلکه کارشان مضر و مصیبت زا خواهد بود و اصولاً هر کار دیگری بدون وجود تخصص چنین حالتی خواهد داشت.
وجدان اخلاقی از نعمت های بزرگ است و کاربرد عجیبی داردو انصافاً اگر جاذبه محبت وعشق در عالم وجود نبود قطعاً همه ی موجودات من جمله انسان منقرض می شدند.
براستی اگر معلم وجدان نداشته باشد واگر عاطفه ومحبت اجتماعی در او نباشد از هر میکربی پست تر می شود.
ای معلم اگر باتقوا نباشی ،انسان نیستی اگر در کلاس تو تعهد و تقوی حکمفرمانباشد این کلاس ، اطاق آدم ها نیست .اگر بر دبستان، دبیرستان و دانشگاه تقوا حاکم نباشد این اماکن دیگر جای غیر انسان هاست . تاکید قرآن در آیه اول از سوره مبارکه جمعه به خوبی بیانگر آن است که معلم باید متقی باشد و علاوه بر ان باید سازنده ی افراد باتقواباشد .یک خانم معلم ضمن این که خود باید عفت داشته باشد و باحجاب باشد ،باید شاگردانش را با عفت بار بیاورد. معلم علاوه برانکه باید اهل نماز باشد و خداترس ، باید حق الناس را در نظر داشته باشد .لازم است که دانش آموزانش هم باتعهد ،با تقوا وبا ملکات فاضله تربیت نماید و بدا به حال بچّه هایی که زیر دست معلمین بی تقوا هستند.
واینک توای دانش آموز گرامی:
تو امانتی معمولی نیستی امانتی پر قیمتی از هر درّی گرانبهاتر ، وحرمت تواز حرمت هر چیز بالاتر است ودر نظر معلم بسیار ظریف و حساس هستی پس به او اعتماد کن و احترالمش بگذار ودر حضور او صدایت رابالانبر وبه سخن ائمه توجه کن که فرموده اند : هر کس به من یک کلمه آموخت مرا بنده خویش ساخته است. و بدان معلمین بسیار مواظب این امانت پر قیمت وظریف و حساس هستند.
اگر کودک ونوجوان کند ذهنی همکلاسی شماست با صبر و حوصله و تلطف با او برخورد کن و گره از کارش بگشا واورادرجمع دوستان جای ده که ثواب این کار از نماز شب ویک سال اعتکاف بالاتر است.
اگر دوست تو از بعضی جهات کند بود او را رها نکن وباملایمت بااو برخورد کن که از امام صادق روایت شده مسلمان آن است که آنچه را برای خود می خواهد برای دیگران نیز بخواهد ونخواهد چیزی را برای مسلمان ها ، آنچه را برای عزیزترین عزیزان خود نمی خواهد.
پس تا می توانی گره از کار همکلاسان خود بردار که موسی بن جعفر (ع)در این رابطه فرموده اند اگر گره از کار کسی گشودی ثواب ان معادل هفتاد حج مقبول است هفتاد حجی که هر طواف آن به قول امام صادق (ع) شش هزار حسنه دارد و شش هزارگناه از آن بخشوده می شود.
دانش آموزعزیز: رئوف ومهربان باش که صفت مهربانی بر ای مسلمان یک فضیلت است.
مراعات آداب و رسوم اجتماعی بنماچرا که بسیاری از سعادت های اجتماعی مرهون ادب و مراعات آداب ورسوم اجتماعی است.ازهر لحاظ مودب باش ، زبان تو نباید رکاکت داشته باشد یعنی فحاشی ،تمسخر ونیش نباید برزبان جاری شود .ثانیاً زبانت باید دارای تلطف باشد.
فرزندم خوب سخن بگو و لحن گفتارت متعارف باشد و سخن خوب بگو ،در باره ی مسائل از معلم طلب استدلال کن وبرهان بخواه .
امام باقر (ع)به شاگردانشان فرمود: هر گاه سخنی به شما گفتم از من بپرسید در کجای قرآن است واز کجااستخراج شده است .
معلمین گرامی: در کلاس هم درس بگویید وهم ادب بیاموزیدوهم دین را ...
سفارش می کنم در حالیکه به شاگردان درس می دهید به آنها عفت و دین نیز بیاموزید ومواظب باشید سخت گیری نکنید ا فراط وتفریط در کارهایتان نباشد .
امیر مومنان(ع) می فرماید: سخت گیری یا بی تفاوتی هر دو ناپسند می باشند.
گا هی افراد نسبت به اما نتی که در دستشان است بی تفاوتند پدر ومادر با اینکه
می بینند که فرزندشان بزرگ شده است امانماز نمی خواند بی حجاب یا بدحجاب است ویا بدزبان وبی ادب است ولی آنها بی تفاوتند یا اینکه معلم رکاکت در زبان یا تمیز نبودن شاگرد را مشاهده می کند اما بی تفاوت است و این تفریط است که گناهی بزرگ و خیانت در امانت است روز قیامت چنین شاگردی که بی نماز وبدحجاب است به جهنم می رود وپدر و مادر ومعلمش به همراه او ، چرا به دلیل عمل نکردن به واجبات دین واینها نیز به علت عدم توجّه وامر به معروف ونهی از منکری که باید می کرد ولی نکردند.
معلمین عزیز : مواظب باشید در عمل سخت گیر ،سرزنش گر ،پشت سر گو و بی تفاوت نباشید ومهّمتر از همه اینکه بازبان خوش دیگران را ارشاد کنید بازبان تلطف و مهربانی وبا استدلالی که در خور فهم مخاطب باشد.
معلم ها هستند که قادرند نسل آینده را عوض کنند وباید بدانند که تأثیر دبستان از دبیرستان ودانشگاه بیشتر است وبه شاگردان خویش با عملتان بیاموزید که اگر معلم شد چه باید بکند انشاء الله موفّق باشید واز خداوند تبارک وتعالی بخواهید معلّم بودن را به شما یاد بدهد.
--------------------------------------------------------------------------------------
فهرست منابع :
1-آیت الله مظاهری ، ویژگی های معلم خوب –مرکز تربیت معلم شهید آیت الله مدنی ، قم ،فروردین1370
2- صفائی حا ئری، علی، تربیت کودک ، قم، لیلۀ القدر 1386
برچسب:
نویسنده: میلاد نعمتی